تبليغاتX
الـــحـــمـــراء
صحرای سرخ دلتنگی های من

کلاغ سیاه ، خون گریه می کرد ؛

چون کشاورزِ مهربون پیرِ داشت ،

همدم تنهائی و دوست فابریکش

« مـَــتـــرســـک »

رو وسط مزرعه می سوزوند !!!

+ نوشته شده در  جمعه 30 اردیبهشت1384ساعت 6:34 PM  توسط احــــلام  | 

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

::: تقدیم به عزیزی که عزیز است و مهربان ؛

     و آرزویم ، دیدن آن ماهرخ و پریناز است

ســـپـــیـــده عشق ، اِی ســـپـــیـــده صبح ،

گُل بهارِ عشقم ، با تو شکفته شد ...

با تو ، در راه زندگی ،

کتاب بسته عشق ، باز و خونده شد ...

لعنت به هرچی فاصله هست

دوستت دارم آبجی نازنینم کاشکی دوباره صدات رو بشنوم !!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 27 اردیبهشت1384ساعت 2:41 PM  توسط احــــلام  | 

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

یکی بود یکی نبود ...

دویدم و دویدم

توی زندگی دویدم ؛

اواسط زندگیم

دوتا دختر رو دیدم

اولی رو بوسیدم

به دومی ر...م !!!

::: پی نوشت 1:

بالا رفتم ماست بود ، قصّه من راست بود !!!

::: پی نوشت 2:

نیوشا جون شد هـــــــیــــــــلدا جون !!!

+ نوشته شده در  شنبه 24 اردیبهشت1384ساعت 2:41 PM  توسط احــــلام  | 

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
من کمی بیش از ۲ ساعت میشه

که عــــــــــــمـــــــــــو شدم !!!!

نـــــیـــــوشـــا جون تولدت مبارک

::: پی نوشت :

اِمشِالله قِدِمِی خِیری بوو !!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 اردیبهشت1384ساعت 1:4 AM  توسط احــــلام  | 

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

-: کفش هایم کو ؟؟!!!

    چه کسی بود صدا زد: احـــــــلام ؟؟!!!

    من کی اَستم ؟؟!!! من کجا اَستم ؟؟!!! اینجا کجا اَست ؟؟!!!

*: هزار بار بهت گفتم:

    وقتی از اون زهرماری میخوری ، به اندازه ظرفیتت بخور ؛

    که بعدش اینطوری به گیجگوولی نیفتی ، مادررررررر !!!

::: پی نوشت :

- : به خاطر بعضی مسائل امنیتی و ادبی پاک شد !!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 اردیبهشت1384ساعت 4:1 PM  توسط احــــلام  | 

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

شوقی کودکانه ؛

هنوز می نویسم ،

پَـس هـسـتـم !!!

+ نوشته شده در  شنبه 17 اردیبهشت1384ساعت 1:29 PM  توسط احــــلام  | 

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

نیمه شب ، در رؤیا ؛

زمانی که نقشه های آینده ام را

برای ساختن فردائی روشن

بصورت مهندسی ساز

در ذهنم می پروراندم ؛

جیغ پُر از شهوت دو گربه خیابانی ،

منِ آشفته را آشفته تر کرد !!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 اردیبهشت1384ساعت 3:1 PM  توسط احــــلام  | 

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

همه میگن « آقا مجنون » قصّه ، از غصّه دق کرد ؛

از غم و غصّه فراق « لیلی خانم » ...

اما کسی نگفت

دخترک قصّه ما ،  Bisexual  بود !!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 اردیبهشت1384ساعت 1:51 PM  توسط احــــلام  | 

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

در پایان هر معامله عاشقانه ،

یک - یا بعضاً هر دو - طرف معامله

اثر ضربه ای را به مقیاس

کُلفت ترین آلت تناسلی مردانه تاریخ

در خود احساس می کند !!!

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 اردیبهشت1384ساعت 4:19 PM  توسط احــــلام  | 

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

::: برای فردا :

خبر دار ...

گروهان ... آزاد ...

سربازها ... مُرخصید ...

همه برید به خونه ...

« ژنرال » توی جنگ زندگی باخت !!!

+ نوشته شده در  جمعه 9 اردیبهشت1384ساعت 5:8 PM  توسط احــــلام  | 

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

ندای آسمانی :

          « یا اَیُّها الذّینَ آمنوا ، کُلوا و اشرِبوا و لا تُسرِفوا ... »

در اَسفل السافلین ، جائی در نزدیکی ما :

-: ما که خوردیم سیر و پُر ، عرب بمیره گُرّ و گُر (همراه با صدای نَکره آروغ) !!!

کمی آنطرف تر:

*: اِی خداااااا ... مصّبت رو شکر ... روده کوچیکه روده بزرگه رو گـا...د که (همراه با مقادیر نامتنابهی حرف بی ناموسی) !!!

صدای پشت صحنه :

*-: جونی جوونم بخون !!!!!

::: پی نوشت 1:

-: دریا گُودی ؟؟

*: کُر ها ... مَهلی گُودی ... جِی پوئیش هَم نی !!!

::: پی نوشت 2:

          « اِلهی و رِبّی ، مَن لی غَیرِک »

+ نوشته شده در  سه شنبه 6 اردیبهشت1384ساعت 10:27 PM  توسط احــــلام  | 

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

دنیای مجازی ... خداحافظی ؛

لبخند ... مرگ ؛

سکوت ... آرامش ... آسایش ... رضایت ... لذّت ؛

...

...

...

دوباره توّلد ؛

آغاز ؛

سلام !!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 5 اردیبهشت1384ساعت 0:27 AM  توسط احــــلام  | 

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده